ای سراپایت خوب،
ای کلامت دریا،
ای نگاهت باران،
با من از عشق بگو!
محتاجم به نوازشگری لبهایت.
با من از نقطه ی آغاز بگو،
از سکوتت،
فریاد،
این چنین می جوشد و تو خاموشی باز
کاش میشد به تو نزدیک شوم،
از سکوتت
بگذرم،
به کلامی برسم،
پشت این خاموشی.
نازنین دل من، حرف بزن! مشتاقم...
برای خودم گل می خرم؛
و به شامی عاشقانه دعوت می کنم؛
و شبی به یاد ماندنی می سازم
...
کارم این است!
صبر کردن دردناک است،
و فراموش کردن دردناکتر...
اما از این دو دردناکتر آن است که ندانی باید صبر کنی یا فراموش!
زمان؟ ۸۰۰ سال بعد. مکان؟ جایی روی همین زمین خودمان، شاید همین جایی که شما رویش ایستادهاید. آدمها؟ اگر منظورتان شخصیتهای فیلم و کسانی که قصه فیلم را جلو میبرند، باشد، ۲ روبات که چون اولی عاشق است و اسمش هم روی فیلم است، پس قاعدتا شخصیت اصلی است و دومیش یک روبات دیگر به اسم «ایو» که او هم نقشش کمتر یا کماهمیتتر از دوستش نیست. اصلا کی گفته معشوقها - از نوع روبات یا غیرروبات یا انیمیشن و غیرانیمیشنش فرق نمیکند دومند؟
. . .
«این انیمیشن بخوبی جدایی انسان از خودش، طبیعت و خدا را نشان داده. تمام دستاورد انسان در زمینی که از او بجا مانده، چیزی نیست جز زباله و آهن. او در این شرایط در غفلت کامل است و راه نجاتش فقط و فقط بازگشت به عشق است»
از این که به دیگران بگویی چه طور کاری را انجام دهند، اجتناب کن . در عوض به آن ها بگو چه کاری باید انجام گیرد . خواهی دید که آن ها با راه حل های خلاقانه شان تو را شگفت زده خواهند کرد!
- ببخشید یه سوال داشتم.
- بفرمایید
- نظر شما درباره ی آرامش چیه؟
- آرامش؟ ... واژه ی زیبا ایه!!!
...