| |
| چهارشنبه 29 خرداد ماه سال 1387 |
| آخرای امتحانای ترم ۸! |

گر نکوبی شیشه ی غم را به سنگ هفت رنگش می شود هفتاد رنگ |
|
| |
| شنبه 11 خرداد ماه سال 1387 |
| پرتو! |

هنوزم باور نمی کنم! هنوز 1 سال هم نشده ، مرداد میشه 1 سال. هنوز قیافش جلوی چشممه وقتی که آخر شب از اون چشمای درشت قرمزش تو لباس سفید عکس یادگاری گرفتم! ... اگه می دونست، هیچ وقت تلاش می کرد فوق قبول شه؟ پا میشد این همه راهو بره و بیاد؟ فکر نمی کنم احتمالاً ترجیح می داد به جای این وقت تلف کردنها زندگی کنه! . . . . دیشب تموم شد!  |
|
| |
| جمعه 3 خرداد ماه سال 1387 |
| میشه یه لبخند بزنید؟! |

این ستون وسط دانشکده است!!!
اینم هنر نمایی ملت خوش ذوق دانشکده!
اگه گفتی کدوم منم؟ 

|
|