حرف را باید زد، درد را باید گفت
مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
آرشیو
موضوع بندی
سه شنبه 30 بهمن ماه سال 1386
هرکسی دو تاست

وخدا یکی بود
و یکی چگونه می توانست باشد؟
هر کسی به اندازه ای که احساسش می کنند هست
وخدا کسی که احساسش کند، نداشت
عظمت هاهمواره در جستجوی چشمی است که آنرا ببیند
خوبی ها همواره نگران که آنرا بفهمد
و زیبایی همواره تشنه دلی است که به او عشق ورزد
وقدرت نیازمند کسی است که در برابرش رام گردد
وغرور در جستجوی غروری است که آنرا بشکند
وخدا عظیم بود وخوب وزیباوپر اقتدار و مغرور
....اما کسی نداشت
و خدا آفریدگار بود
وچگونه می توانست نیافریند
....زمین را گستردوآسمانها را بر کشید
و خدا یکی بود و جز خدا هیچ نبود
وبا نبودن چگونه توانستن بود؟
و خدا بود وبا او عدم بود
حرف هایی است برای گفتن که اگر گوشی نبود، نمی گوییم
....و حرفهایی است برای نگفتن
حرف های خوب وبزرگ و ماورایی همین هایند.
.....و سرمایه هر کسی به اندازه حرف هایی است که برای نگفتن دارد
و خدا برای نگفتن حرف های بسیار داشت
درونش از آنها سرشار بود
و عدم چگونه می توانست مخاطب او باشد؟
و خدا بود وعدم
جز خدا هیچ نبود
در نبودن ،نتوانستن بود
بانبودن نتوان بودن
و خدا تنها بود
هرکسی گمشده ای دارد
.....و خدا گمشده ای داشت

دکتر علی شریعتی


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 6589


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
اصولاً آدمی هستم با ثبات شخصیتی بالا؛ فقط نمی تونین کسی را پیدا کنین که بدونه من چی دوست دارم!!!
شناسنامه کامل من...